|
تناقض گوئی مجاهدین
2006/آگوست/28
ادوارد
ترمادو
مقاله ای تحت نام (عذر بدتر از گناه و
رسوائی مضاعف) را روی یکی از سایت های وابسته به مجاهدین
خواندم.
برایم جالب بود ممکن است کسانی باشند که با
خواندن این مقاله فکر کنند مجاهدین راست می گویند و این
رژیم آخوندی است که خانواده های کشته های جنگ ایران وعراق
را تحت فشار گذاشته و گفته که فرزندانتان کشته نشده اند
بلکه در قرارگاه اشرف نزد مجاهدین هستند.
اما
برای من و امثال من که مجاهدین را از نزدیک می شناسیم وبیش
از یک دهه یا حتی بعضآ دو دهه از عمر خود را بیهوده فدای
این سازمان دروغگوومزدورکرده ایم روشن است که سازمان
مجاهدین دراین جریان چنان دروغی سرهم کرده که با یک بار
خواندن مقاله مزبور می توان به تناقضات آن پی برد، در این
مقاله سازمان مجاهدین تلاش کرده تا سفید کاری کند.
چرا؟چونکه
منصور تنهائی که سازمان ادعا کرده با آرش رضائی سناریوی
این نمایشنامه را نزد خانواده های کشته های جنگ ایران
وعراق بازی کرده اند را من از نزدیک می شناسم،جریان ازاین
قراراست که منصور تنهائی یکی از بچه هائی بود که درجنگ
ایران و عراق توسط ارتش صدام اسیر شد وپس ازآتش بس بین
ایران وعراق مثل صدها اسیر جنگی دیگرکه فریب تبلیقات
سازمان را خورده بودیم به سازمان مجاهدین پیوست در بین
اسیران پیوسته افرادی وجود داشتند که در روزهای پایانی جنگ
اسیر شده بودند لذا هنوز توسط سازمان صلیب سرخ جهانی ثبت
نشده بودند وبه همین دلیل هم کسی اززنده بودن آنهااطلاع
نداشت نه رژیم و نه خانواده های آنها مثل محمد قیومی که
اهل اصفهان است وپدرومادروی در خیابان وحید اصفهان زندگی
می کنند وخود در قرارگاه اشرف در بند است.
طبیعتآ
وقتی که منصوروآرش به ایران بازگردانده شده اند به دید
ارخانواده هائی که فرزندانشان ازاسیران جنگی پیوسته به
مجاهدین بودند وهمانگونه که گفتم توسط صلیب سرخ جهانی ثبت
نشده بودند رفته اند و اززنده بودن فرزندانشان آنان را
مطلع کرده اند واین که این خانواده ها راهی عراق شده اند
امری است طبیعی.
اما
این که سازمان مجاهدین چگونه ازاین خانواده ها پذیرائی
کرده این هم موضوع روشنی است.
در ورودی قرارگاه اشرف طبیعی است هر کسی که
بخواهد وارد شود بایستی تفتیش بدنی شود واین امری کاملآ
آشکار است،پس اگر در تفتیش بدنی کسی چیزی با خود دارد که
ممکن است درآینده مورد استفاده افراد قرار بگیرد مثل آدرس
یا شماره تلفن ویا حتی تلفن دستی ووو.از وی گرفته می
شود.این از قسمت اول مقاله.
اما
قسمت دوم :اگروجود این گونه افراد درقرارگاه اشرف دروغ
باشد رژیم هرگزدست به چنین حرکتی نخواهد زد چرا که اگر پوچ
درآید رژیم ضرر میکند نه مجاهدین،واگردرکمپ اشرف چنین
افرادی وجود ندارند پس سازمان می توانست با خیال راحت این
خانواده ها را به داخل اشرف برده وهم آنها را با عدم وجود
فرزندانشان روبرو می کرد که در این صورت رژیم را نزد آنها
بور کرده بود وهم این که از آنها بعنوان هموطن پذیرائی
مختصری می کرد ،آیا این خانواده های ایرانی کمتراز شیوخ
عراقی بودند که مجاهدین هر روز خبرحضورآنها را در مهمانی
های قرارگاه اشرف در سایت های خود می نویسند؟
پس
نتیجه می گیریم هدف مجاهدین از نوشتن این مقاله مسخره
واستفاده از واژه کشته های جنگ ایران و عراق این بوده که
ذهن افرادی که ازاسیران جنگی پیوسته دراشرف هستند را منحرف
کند که مبادا آنان متوجه حضورخانواده های خود پشت ورودی
اشرف بشوند.
اما
تا کی این سازمان می خواهداین افراد بیگناه را در بند نگه
دارد؟ در شرایط کنونی که دولت عراق تصمیم خود را مبنی بر
اخراج سارمان ازعراق گرفته بهترین راه این است که سازمان
درهاوحصارهای آهنین ایدولوژیک خود را به روی افراد باز کند
تا هر کسی بتواند آزادانه شیوه زندگی خود را انتخاب کند
وهمانگونه که در نامه خانواده سمیه محمدی از کانادا می
خوانیم :اگر
براستی انان آنچنان آگاهانه به رهبری علاقه مند هستند با
لطبع مجددا به سازمان
خواهند پيوست
.
|