|
ارتزاق از خون قربانیان
جمشيد طهماسبی
29.08.2006
گردانندگان فرقه مجاهدین در یک فرار به
جلو، ناخواسته و یا شاید هم با احمق تصور کردن مخاطبینشان
در یک موضع گیری شتاب زده درواکنش به خبر تائید نشده
« فرار چند تن از گرفتار شدگان
درقلعه اشرف » درهفته گذشته، که تلاش جداشدگان را
برای نجات آنها ازتهدیداتی که می تواند متوجه آنها باشد را
بهمراه داشت، دست به یک اعتراف تکان دهنده زدند.
اگر چه طبق روال معمول تلاش کردند با به هم
بافتن آسمان و ریسمان دست به انکاراصل موضوع بزنند
« سازمان مجاهدين خلق ايران
اعلام كرد كه هيچگاه نه در گذشته و نه در حال حاضر, اعضاء
و افرادي با اين اسامي نداشته و ادعاي وزارت بدنام در باره
گريختن اين افراد از اشرف سراپا مجعول و ساختگي است »
تا صورت مسئله را کلا پاک کنند ولی از آنجا که
عواقب چنین مواضعی را در گذشته شاهد بودند .
بلافاصله با وصل کردن موضوع به رژیم و
وزارت اطلاعات راه را برای ماست مالی کردن برملا شدن
احتمالی واقعیت برای خودشان باز گذاشتند، و ناخواسته به
موضوعی اعتراف کردند که قبل از اين مطلقا در باره آن حرفی
نمیزدند:
« مجاهد خلق حجت زماني در مرداد سال 1382
از شكنجه گاه آخوندها گريخت و مخفيانه به تركيه عزيمت نمود
اما به گزارش عفو بين الملل، متعاقباً توسط مقامات تركيه
در همكاري با سرويسهاي امنيتي ايران دستگير و به ايران
برگردانده شدو در 18 بهمن 1384 در شكنجه گاه گوهر دشت كرج
به دار آويخته شد »
در حالی که درهمان زمان بسياری ازجداشدگان
با دست گذاشتن روی اين موضوع بعد از برملا شدن آن در
اطلاعيه ای که عفو بين الملل در محکوميت اين استرداد صادر
کرد، خواستار توضیح شدند ولی تنها واکنش گرداندگان اين
فرقه سکوت مطلق بود.
واقعیت این است حجت زمانی که با گرفتن
مرخصی از زندان نزد خانواده اش رفته بود، با استفاده از
این فرصت توانسته بود خودش را به ترکیه برساند و در آنجا
با تماس با سر پلهای ارتباطش با سازمان درخواست کمک می کند
اما چون گردانندگان این فرقه معتقد هستند کسانی در عملیات
شرکت می کنند و دستگیر می شوند اگر جان سالم بدر ببرند
مزدور هستند ، در راستای همین دیدگاه در مقابل در خواست
کمک حجت به او می گویند:
" تو مزدور وزارت اطلاعات رژیم شده ای و
رژیم قصد دارد از شیوه های کهنه و نخ نما شده با ما بازی
کند !! "
و با همین استدلال چه بسا که با تحریک پلیس
و مقامات ترکیه بلافاصله حضور حجت در ترکیه را لو می دهند
و به اين ترتيب مقدمات تحویل او به حکومت ایران فراهم می
شود.
که با کمال تاسف شاهد اعدام او توسط حاکمان
جمهوری اسلامی بوديم ، امری که خواست قلبی مجاهدین در چنین
مواردی است، چرا که به اين ترتيب دیگر خطر باز شدن احتمالی
چشم قربانی برماهیت واقعی راهی که در آن قرار گرفته، چيزی
که کابوس هميشگی مجاهدين در چنين مواردی را نه تنها منتفی
می کند، بلکه زمينه ارتزاق ازچنین خونهایی را هم براحتی
فراهم می کند .
ودر اين مورد هم دیدیم که چگونه از خون
حجتی که اينگونه دست رد بر سینه اش زدند و عملا اسباب به
زمین ریختن خونش را فراهم کردند بعد از مرگش چنين بهره
برداری کردند:
« امروز يكايك مجاهدان آزادي ايران زمين با
سلام و درودهاي بيپايان به سرور شهيدان و امام مجاهدان،
خود را مباهي و مفتخر ميدانند كه امسال نيز چون همة
ساليان گذشته، در روز عاشورا مجاهد ديگري سر بر راه و بر
قدوم آن حضرت نهاد و بيترديد با شهداي خاكپاي حضرتش محشور
خواهد شد.»
آری این واقعیت تلخ ریشه در باورهایی دارد
که در « کتاب بنیانگذاران » چنین تئوریزه می شود :
" اگر ما اعدام نـشویم ، مسئولیتمان را
بعنوان یک مجاهد به سرانجام نرسانده ایم – با تمام قوا
باید بزنیم تا دشمن ما را اعدام کند، آن وقت جنبش ما
بروقایع پیشی می گیرد سلاح دشمن از دستش می افتد و او است
که باید پاسخ دهد ."
و خود من بارها همین استدلال را از زبان
مریم رجوی شنیدم .
درچنين اندیشه ای که جان آدمی ارزش ندارد،
پس ازدستگیری مریم رجوی در پاريس برای فرار از عدالت شاهد
دستور تشکیلاتی مبنی برخودسوزی بوديم که امثال ندا حسنی را
به قربانگاه می فرستد و حجت زمانی ها بعد از به زمین
ریختن خونشان قهرمان می شوند، تا جایی که در وصفش می
نویسند:
« حجت با مقاومتي در خور يك مجاهد دژخيمان
آخوندها را به عجز واداشت. بهطوريكه مدت بازجويي او
بهطور غيرعادي چهارسال بهدرازا كشيد. طي اين مدت دژخيمان
در زندانهاي مختلف هر رذالتي را بهكار گرفتند تا زير
انواع شكنجههاي جسمي و روحي، در عزم مجاهدوار او خللي
وارد آورند. سرانجام سلسلهيي از تهديدها عليه حجت آغاز شد
و در تير1383 حجت قهرمان را در يك محاكمة فرمايشي بهچهار
بار اعدام محكوم كردند.»
اما سوالی که بی شک همچنان بی پاسخ خواهد
ماند پا برجاست که چرا تا به حال حتی یکبار درهیچ کجا
کوچکترین اشاره ای به فرار حجت و تماس و تقاضای او برای
کمک هيچ اشاره ای نکرديد.
|