|
تانتر: مجاهدین میخواهند
بخشی از غرب باشند
تلویزینون
اس بی اس استرالیا،
چهارم اکتبر 2006
http://news.sbs.com.au/dateline
تلویزیون اس.بی.اس استرالیا گزارش
مشروح و مهمی را پیرامون مجاهدین خلق تهیه و در تاریخ
چهارم اکتبر دو هزار و شش پخش کرد که متن ترجمه شده
ی آن را در زیر میخوانید
:
در
روزهای اخیر، پس از انتشار گزارش مجلس نمایندگان امریکا
دربارهی
برنامهی
هستهای
ایران، باید فریادهای اعتراض آژانس بینالمللی
انرژی اتمی را شنیده باشید. از آنجا که در این گزارش اعلام
شده بود برنامههای
هستهای
تهران بهسوی
تسلیحات پیش میروند،
آژانس این گزارش را "توهینآمیز
و نادرست" خواند. البته این مورد جدیدترین حرکت تند در
جریان بحثها
دربارهی
خواستههای
هستهای
ایران است. بنابراین، واشنگتن اطلاعات خود را از کجا میآورد؟
به یک گروه اپوزیسیون ایرانی به نام مجاهدین خلق نگاه
کنید. با توجه به افتضاح دربارهی
سلاحهای
کشتارجمعی صدام در عراق که هرگز پیدا نشدند، به این فکر میافتید
که در جایی که تبعیدیهای
ایرانی در حال ارایهی
اسرار هستهای
هستند باید جانب احتیاط را رعایت کرد. اما به گفتهی
"برونوین ادکاک" وقتی مجاهدین صحبت
میکنند،
افراطیها
در واشنگتن گوش میدهند.
گزارشگر:
"برونوین ادکاک"
سه هفته پیش در نیویورک، از خبرنگاران دعوت به
عمل
آمد تا برای یک کنفرانس مطبوعاتی به هتل بیایند. کنفرانس
توسط "علیرضا
جعفرزاده" سازماندهی
شده بود. تبعیدی ایرانی که دائماً آنچه را که مدعی است
اطلاعات سری از برنامه
ی
هستهای
ایران میباشد
فاش مینماید.
علیرضا
جعفرزاده، نمایندهی
مجاهدین خلق: « مایلم اطلاعاتی را در اختیار شما بگذارم که
از همان منابعی بهدست
آمده که قبلاً صحتشان
ثابت شده است. »
امروز جعفرزاده اعلام میکند
که یک پیشرفت
جدید و ظاهراً فاجعه
بار را
کشف کرده است.
مثل همیشه اطلاعات مشروح است و نقشهها،
اسامی و نشانیها
را هم شامل میشود.
از سال دو هزار و دو، جعفرزاده و گروه اپوزیسیون ایرانی که
او نمایندگیاش
میکند،
یعنی مجاهدین خلق، در کنفرانسهای
مطبوعاتی از پاریس تا نیویورک، واشنگتن و لندن، حدود بیست
افشاگری اطلاعاتی انجام دادهاند.
افشاگریهای
مجاهدین خلق باعث شدهاند
که آژانس بینالمللی
انرژی هستهای
بازرسیهایی
را در ایران انجام دهد. به گفتهی
مجاهدین خلق، ایران در حال ساختن یک بمب هستهای
است و دنیا باید خیلی از این موضوع بترسد. علیرضا جعفرزاده
خواهان تغییر رژیم است.
رییسجمهور
جورج بوش در سازمان ملل: « ایران باید از امیال خود برای
رسیدن به تسلیحات هستهای
دست بردارد. »
"احمدینژاد"
رییسجمهور
ایران در سازمان ملل: « همهی
فعالیتهای
ما شفاف و صلحآمیز
هستند و تحت نظارت کامل آژانس بینالمللی
انرژی هستهای
قرار دارند. »
علیرضا جعفرزاده و مجاهدین خلق تلاش میکنند
که عقیدهشان
شنیده شود. و برخی از نیروهای قدرتمند
در غرب نیز گوش میدهند.
حامی اصلی مجاهدین خلق در واشنگتن یک سازمان پژوهشی تازه
تأسیس به نام "کمیته خط مشی ایران" است، که پروفسور ریموند
تانتر، یکی از مسؤولان اسبق کاخ سفید در دورهی
ریگان، ریاست آن را بهعهده
دارد.
ریموند
تانتر: گاهشمار
برای تغییر رژیم باید شروع شود. الان، ساعت تغییر رژیم حتی
تیک تاک هم نمیکند.
در
کمیته خط مشی ایران، پروفسور تانتر گروه قدرتمندی
از مسؤولان اسبق سیا، پنتاگون و کاخ سفید را گردهم آورده
است. این گروه تلاش میکند
دولت امریکا را متقاعد کند که مجاهدین خلق میتوانند
به هدف تغییر رژیم دست پیدا کنند.
ریموند
تانتر: « ما مجاهدین خلق را انتخاب نکردیم. دادهها
ما را متعجب میکنند.
تحلیلها
آنچه را که من "تست اینتروکولار" مینامم
تأیید میکنند.
»
اما برای برخی، گروههای
تبعیدی که هدایای اطلاعاتی برای غرب دارند یادآور خاطرات
بدی هستند.
پروفسور "گری سیک" از دانشگاه کلمبیا: « در گذشته، در مورد
عراق، اطلاعات غلط زیادی به ما داده شد تا توجه ما جلب شود
و کاری کنیم که انجام دادیم. ما آن اطلاعات را خریدیم، و
برایم خیلی سخت است که ببینم کسی سرش را بالا بگیرد و
بگوید "دوباره" ما باید همهی
آن کارها را تکرار کنیم. »
پروفسور گری سیک در زمان سه رییسجمهور
در شورای امنیت ملی خدمت کرد. در طول انقلاب ایران و بحران
گروگانگیری،
او مشاور اصلی کاخ سفید در امور ایران بود و از آن زمان تا
به حال مسایل ایران را بهدقت
دنبال کرده است. او دربارهی
مجاهدین بهشدت
مردد است.
پروفسور گری سیک: « وقتی مردم دربارهی
این موضوع مشتاق میشوند،
فقط باید به تاریخچهی
سازمان، نحوهی
رفتارش، و همهی
کارهایی که انجام داده نگاه کنم، و واقعیت این است که نمیتوانم
چیزی ببینم، نمیتوانم.
برایم دشوار است توضیح دهم چرا مردم اینقدر
دربارهی
این گروه ذوق میکنند.
»
مجاهدین خلق واقعاً تاریخچهی
فوقالعادهای
دارد. یک جنبش ستیزهجوی
چپگرا،
که در انقلاب اسلامی سال هزار و نهصد و هفتاد و نه که منجر
به سقوط شاه شد شرکت داشت. اما بعداً وقتی که آیةاللهها
به قدرت رسیدند، مجاهدین مبارزه با رژیم جدید را آغاز کرد
و بمبگذاریهایی
را انجام داد که به کشته شدن رهبران ارشد اسلامی منتهی
شدند، و بسیاری از اعضای گروه اعدام شدند.
در دهه
ی هزار و نهصد و هشتاد گروه پایگاه نظامیاش
را به عراق ِ صدام حسین منتقل کرد. در اردوگاه اشرف، آنان
حملاتی را در طول مرز ایران انجام دادند و موفق شدند
ترورها و بمبگذاریهایی
را در داخل ایران صورت دهند. دوران شکوفایی نظامی مجاهدین
خلق خیلی وقت است که بهسر
آمده. اکنون کمتر
از سه هزار جنگجو
در اردوگاهی که توسط امریکاییها
محافظت میشود
باقی ماندهاند.
دیگر اینکه،
گذشتهی
غالباً خشونتآمیز
گروه باعث شده که این گروه رسماً در ایالات متحده، اتحادیهی
اروپا و استرالیا بهعنوان
سازمان تروریستی شناخته شود.
فعالیت
واقعی مجاهدین خلق اکنون در غرب صورت میگیرد،
جایی که گروهی از لابی کنندگان، از جمله علی صفوی در لندن،
فعالیت میکنند.
صفوی بخش عمدهای
از زندگی بزرگسالی
خود را صرف مبارزهی
مجاهدین خلق کرده است. اکنون او برای حذف نام گروه از لیست
تروریستی تلاش میکند.
دفتر او نزدیک پارلمان است.
برچسب تروریستی خوردن مانع اصلی بین مجاهدین خلق و اعتبار
سیاسی واقعی است. صفوی ادعا میکند
که گروه توسط دولتها
در لیست قرار گرفته تا توجه ایران جلب شود.
علی صفوی: « این موضوع هیچ ربطی به ماهیت، مدیریت، یا
فعالیتهای
مجاهدین خلق ندارد. این فقط یک اهرم فشار است. »
علی صفوی تلاش میکند
غرب را از اعتبار ظاهراً اثرگذار مجاهدین خلق و شاخهی
سیاسیاش
شورای ملی مقاومت ایران آگاه کند.
مریم رجوی، مستقر در پاریس، مبازره را رهبری میکند.
او پیشنهاد اغوا کنندهای
برای غرب دارد.
مریم رجوی: « امروز آمدهام
تا به شما بگویم که جامعهی
بینالمللی
مجبور نیست از میان ملاها و بمب اتم و جنگ انتخاب کند. راه
سومی هم وجود دارد. یک تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران و
مقاومت سازمان یافته. »
مریم رجوی میگوید
که اگر نام مجاهدین خلق از لیست تروریستی برداشته شود،
نشانهای
خواهد بود برای مردم ایران تا برخیزند و دولتشان
را سرنگون کنند. این پیشنهاد است که حمایت کمیته خط مشی
ایران در واشنگتن و برخی پارلمانترهای غربی را جلب کرده
است.
در پارلمان اروپا، نمایندهی
محافظهکار
بریتانیایی برایان بینلی به گروهی از هواداران مجاهدین خلق
میگوید
که از این گروه حمایت میکند.
برایان بینلی: « چون آنان نقطهی
مقابل بنیادگرایان دیکتاتور حاکم بر ایران هستند و واقعاً
با رژیمی مخالفت میکنند
که بزرگترین
خطر را برای امنیت جهانی دارد. »
بینلی توسط یکی از هواداران سازمان در سالنهای
پارلمان جذب گروه شده بود.
برایان بینلی: « با یکی از آقایان به نام ناصر ملاقات کردم
که هوادار شورای ملی مقاومت است و با هم صحبت کردیم. او بهعنوان
نمایندهی
گروه در اطراف مجلس کار میکند.
ما صحبت کردیم و من از آنچه او گفت خوشم آمد و مهمتر
اینکه
آنچه او گفت بهصورتی
که برایتان گفتم بهنظرم
قابل قبول آمد. »
گری
سیک: « اینها
افرادی هستند که معتقدند ایران ... رژیم باید تغییر کند،
که کار این رژیم ملاها باید تمام شود. به اطراف نگاه میکنی
و میبینی
که هیچ جای دیگری نیست که بتوانی اهرم را بگذاری. و دربارهی
مجاهدین، اگر بخواهم تعریفشان
بکنم، باید بگویم که در پروپاگاند خیلی قوی هستند. »
به
گفتهی
گری سیک، مجاهدین خلق در زمان انقلاب در هر چیزی ریشه داشت
جز دموکراسی.
گری سیک: « آنان دربارهی
دموکراسی حرف نمیزدند،
آنان از قدرت سخن میگفتند،
و این که چه کسی به قدرت رسید. و در کاخ سفید هیچ نشانهای
وجود نداشت که نشان دهد این افراد برای آوردن دموکراسی به
ایران تلاش میکنند.
آنان سعی میکردند
از شر گروهی که به قدرت رسیده بود خلاص شوند و خودشان به
قدرت برسند. و فکر کنم این بهخوبی
نشان میدهد
که از آن زمان چه کار کردهاند.
»
مسعود خدابنده میگوید
که مجاهدین خلق نه تنها غیردموکراتیک است بلکه از نظر
درونی مانند یک فرقه عمل میکند.
خدابنده که اکنون در بریتانیا زندگی میکند
به مدت بیش از پانزده سال یک عضو ارشد مجاهدین بود.
مسعود خدابنده: « آنان یک رهبر کاریزماتیک دارند، از شیوههای
روانی برای متقاعد کردن و نگه داشتن افراد استفاده میکنند.
داراییهای
آنان در خدمت رهبر است و نه مردم. آنان تلاش میکنند
از مردم پول بگیرند و آن را نگه دارند. آنان ارتباط مردم
با گذشتهشان،
خانوادهشان
را قطع میکنند.
از این نظر بسیار محدود کننده هستند. این تصویر مسعود و
مریم است. »
خدابنده بهعنوان
محافظ رهبران مجاهدین خلق در عراق فعالیت میکرد
اما پس از دلسرد
شدن از گروه آن را ترک کرد. او اکنون یکی از منتقدان سرسخت
سازمان است.
مسعود خدابنده: « بعدها به جلسات خوداعترافی رسیدیم که باز
هم مربوط به فرقه است ... در همهی
فرقهها
هست. باید هر روز در آن
شرکت کنید، توضیح دهید که دربارهی
چه چیزی فکر کردهاید
یا رویای چه چیزی را در سر داشتهاید،
و حتی اگر چیزی نداشته باشید مجبورتان میکنند
که چیزی سرهم کنید و دروغ بگویید. بنابراین تحت فشار جمعی
قرار میگیرید
و آنان شما را تصفیه میکنند.
»
گزارشگر:
همه
ی زنها
روسری به سر میکنند؟
سینگلتون: « بله. روسری بخشی از یونیفرم محسوب میشد.
در واقع یونیفرم بود. »
آن
ِ سینگلتون، همسر مسعود خدابنده نیز هفت سال عضو سازمان
بود، که به خاطر علاقه به اسلام و بهواسطهی
دوست پسر ایرانیاش
جذب سازمان شد.
آن ِ:
« در سال هزار و نهصد و نود عضو تمام وقت شدم. بعد از دو
هفته اعتصاب غذا، از خود بیخود شدم و خودم را وقف آنان
کردم. بههمین
خاطر از جانب آنان مورد تشویق قرار گرفتم. آنان میگفتند
که کل کاری که باید انجام دهی این است که رهبرت را انتخاب
کنی و از او پیروی نمایی. اصلاً مجبور نیستی هیچ تصمیمی
بگیری. آن رهبر مریم رجوی بود. »
آن ِ و مسعود هر دو میگویند
که ارتباطات فامیلی مورد نکوهش قرار میگرفتند
تا تعهد به رهبری مورد تشویق قرار گیرد.
آن ِ: « وقتی به موضوع آزادسازی زنان میرسیم،
سازمان دقیقاً برعکس آن است. آنان زنان را مجبور میکردند
که از فرزندانشان
جدا شوند. آنان را مجبور میکردند
از همسران خود طلاق بگیرند. آنان را مجبور میکردند
فکر زندگی معمولی داشتن و ارتباط خانوادگی را از سر بیرون
کنند. حتی ارتباط با خواهر و برادر در همان سازمان هم
ممنوع است. میتوانید
یکدیگر
را ملاقات کنید اما نمیتوانید
خواهر و برادر باشید. نمیتوانید
بیش از آنچه خود را به مریم رجوی نزدیک میدانید
به آنان اظهار نزدیکی کنید. »
رهبری مجاهدین خلق همهی
این اتهامات را رد میکند
و مسعود خدابنده را به مزدوری برای اطلاعات ایران متهم مینماید.
اتهامی که او هم به نوبهی
خود آن را رد میکند.
البته یک اتهام جدیتر
ارتباط سازمان با صدام حسین در طول پانزده سال حضور در
عراق است. تصاویری که اخیراً منتشرشدهاند
مسعود رجوی، همسر مریم و رهبر مشترک مجاهدین خلق را با
دیکتاتور سابق عراق نشان میدهند.
علی صفوی: « مجاهدین مجبور شدند به عراق نقل مکان کنند، و
در سالهایی
که در عراق بودند، از سال هزار و نهصد و هشتاد و شش به
بعد، به صورت کامل از نظر سیاسی و ایدئولوژیکی، سازمانی و
نظامی، از میزبان خود مستقل بودند. »
گزارشگر:
هیچ همکاری بین صدام و مجاهدین نبود؟
علی
صفوی: « هرگز. »
اما منابع بسیاری، از جمله وزارت خارجه امریکا در این مورد
بحث میکنند
و میگویند
که عراق تسلیحات مجاهدین خلق را تأمین میکرد
و ]در عوض[ از کمک نظامی تبعیدیها
بهره میبرد.
مسعود خدابنده عضو سابق میگوید
که بعد از جنگ خلیج فارس در سال هزار و نهصد و نود و یک
طاها یاسین رمضان رییس امور امنیتی صدام از مجاهدین خواست
که در سرکوب کردها کمک کنند.
مسعود
خدابنده: « در ملاقات با یاسین رمضان که حامی مجاهدین بود،
بهخاطر
میآورم
که مجاهدین را بهخاطر
وفادار بودنشان
مورد ستایش قرار داد. عراق نیروها را تقسیم کرد چون بعد از
جنگ در سال هزار و نهصد و نود و یک نیروی کافی نداشت و
بنابراین نیروهایش فقط برای سرکوب شورش در جنوب کفایت میکرد،
این بود که شمال را بهدست
رجوی سپرد. »
مسعود میگوید
تخریب یک روستای کردنشین توسط مجاهدین را به چشم خود دیده
است.
گزارشگر:
چه اتفاقی برای روستا افتاد؟
خدابنده: « با خاک یکسان
شد، کل روستا. روستاهای عراق کوچک هستند و میتوانید
حدس بزنید که با حدود بیست تانک چه خسارتی میتوان
وارد کرد. اما این روستا عمداً ویران شد. »
گزارشگر:
و مجاهدین این کار را کردند؟
خدابنده: « بله مجاهدین این کار را کردند. وقتی از کنار
تانکها
میگذشتم
آنان آنجا بودند و جشن گرفته بودند. »
مسعود همچنین میگوید
که در طول همکاریاش
با مجاهدین اعضا روزانه با پروپاگاند ضدامپریالیسیتی و
ضدامریکایی تغذیه میشدند.
او معتقد است که اینک آنان تلاش میکنند
خودشان را برای یک بانی غربی مجدداً آماده کنند.
مسعود خدابنده: « بهخصوص
وقتی که به عراق رفتند فکرش را نمیکردند
که صدام روزی سقوط کند، بنابراین در تمام روزهایی که با
اتکای به صدام آنجا بودند آشکاراً ضدغربی عمل میکردند.
چهرهی
دموکراتیکی که از خودشان ارائه میکنند
سراپا دروغ است. »
گزارشگر:
فکر میکنید
چرا اکنون این چهرهی
دروغین را نشان میدهند؟
خدابنده: « راه دیگری ندارند. بعد از سقوط صدام، راه دیگری
برایشان نمانده است. »
مجاهدین این جنبه از گذشته
ی
خود را رد میکند.
سازمان میگوید
که هر کسی که چنین اتهاماتی را مطرح میکند
مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر وزارت اطلاعات ایران است.
در واشنگتن هم حامیان اصلی مجاهدین هرگونه انتقاد را رد میکنند.
ریموند تانتر: « ما با همهی
این اتهامات آشنا هستیم و همهی
اینها
را دیدهایم
و همهشان
بیپایه
و اساس هستند. ما باهوش هستیم، نه احمق. من استاد دانشگاه
میشیگان و جورج تاون هستم و معتقدم که میتوانم
تشخیص بدهم که آیا کسی قصد دارد مرا فریب بدهد یا نه. »
سازمان دیدهبان
حقوق بشر و بسیاری دیگر سازمانها
میگویند
که مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در حال تغییر چهره
هستند تا گروههایی
مانند کمیته خط مشی ایران را به خود جذب کنند.
در حالی که مجاهدین و هوادارانشان
میگویند
در تاریخچهی
گروه چیزی نیست که بخواهند از آن شرمنده باشند، کارشناسان
میگویند
که در ایران نوع دیگری به گروه نگاه میشود.
گری سیک: « شکی نیست که در ایران آنان مورد تنفر هستند، و
چیز دیگری هم در این مورد وجود ندارد. مردم آنان را خائن و
وطنفروش
میدانند،
کسانی که برای سرنگون کردن دولت به دشمنان ایران پیوستند.
»
برای گروهی که ادعا میکند
میتواند
موجب خیزش مردم و سرنگونی دولت شود، این فقدان مشروعیت
داخلی مشکل بزرگی است.
گزارشگر:
شما چه تعداد حامی در ایران دارید؟
علی صفوی: « میدانید
که جنبش ما از روز اول خواهان انتخابات آزاد تحت نظارت
سازمان ملل بوده. به نظر من اگر چنین انتخاباتی برگزار
شود، بیشک،
جنبش ما بیشترین
آرا را به دست خواهد آورد. »
دخی فصیحیان: « این ادعا که مجاهدین خلق در ایران مورد
حمایت قرار میگیرد
یا در انتخابات داخل ایران برنده خواهد شد واقعاً خوشبینی
و غیرواقعی است. »
دخی
فصیحیان مدیر اجرایی اسبق "شورای ملی ایران امریکا" (یک
گروه غیرحزبی) است. او مدت زیادی از دهه
ی هزار و نهصد و نود را در داخل ایران سپری کرد و به
خوبی
با صحنه
ی سیاسی آشنا است.
دخی فصیحیان: « در واقع مجاهدین بهخاطر
نقششان
در همکاری با عراقیها
در جنگ طولانیمدت
بین ایران و عراق، در ایران مورد تنفر و انزجار هستند. و
میتوانم
بگویم که حتی بیش از ایرانی - امریکاییها،
ایرانیهای
دخل ایران واقعاً از مجاهدین خلق بیزار هستند و متوجه نمیشوند
که چرا برخی از دولتها
و مسؤولان خارجی میتوانند
از چنین گروه غیردموکراتیک و خشنی حمایت کنند. »
جدای از اعتبار سیاسی، قویترین
ادعای مجاهدین برای جلب توجه غرب اطلاعاتی است که دربارهی
برنامهی
هستهای
ایران ارائه میکند.
گزارشگر:
منابع شما و اطلاعات شما از ایران، تا چه حد موثق هستند؟
علیرضا جعفرزاده: « اطلاعات ما بهترین است. بهترین سوابق
از نظر اطلاعات دربارهی
ایران از جانب منابع مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت
ایران میآیند.
کشف نطنز توسط جامعهی
اطلاعاتی ایالات متحده، بریتانیا یا دیگر کشورهای غربی
صورت نگرفت. »
بزرگترین
ادعای مجاهدین خلق برای مشهور بودن، افشای سایت مخفی هستهای
ایران در نطنز در سال دو هزار و دو بوده است. بعد از این
افشاگری، آژانس بینالمللی
انرژی هستهای
مقابل ایران ایستاد و ایران مجوز بازرسی را صادر نمود.
دیوید آلبرایت، مؤسسهی
علوم و امنیت بینالمللی:
« بهنظر
من کاری که گروه اپوزیسیون ایرانی انجام داد شروع یک
زنجیره از وقایع بود که ایران را مجبور کرد اعتراف کند
دارای یک برنامهی
سانتریفیوژ گاز و دیگر برنامههای
مخفی هستهای
است. این باعث شد آژانس به ایران راه پیدا کند و یک مجموعهی
کامل از گزارشهای
گمراه کننده و تأسیسات مخفی در ایران کشف شود. »
دیوید آلبرایت یک فیزیکدان
و رییس مؤسسهی
علوم و امنیت بینالمللی
در واشنگتن است. او کارشناس برنامههای
سری تسلیحات هستهای
در سراسر جهان است. اگرچه او اعتبار افشای نطنز را به
مجاهدین میدهد،
اما این مکان جزو معاهدهی
عدم اشاعه نبود. آلبرایت همچنین میگیوید
که افشاگریهای
بعدی سودمند نبودند.
دیوید آلبرایت: « از آن زمان، سوابقشان
خیلی متفاوت بوده و افشاگریهای
زیادی دربارهی
ساخت تسلیحات هستهای
داشتهاند.
آژانس به یکی از مکانها
رفت و چیزی پیدا نکرد. برخی از ابزارها وارداتی بودند که
آنان میگفتند
به تسلیحات هستهای
مربوط است. تحلیلها
نشان داد که این وسیله حتی برای کاربرد در یک برنامهی
تسلیحات هستهای
مناسب نیست. بعضی وقتها
ادعاهایشان اصلاً معنادار نیستند، و یا فقط حدس و گمان
هستند. »
سوابق نشان میدهند
که آژانس خیلی از اطلاعات مجاهدین خلق و شاخهی
سیاسیاش
را تست کرده، و اگر چه با چند ادعای اولیهی
گروه موافق بوده، اما بقیه غیرقابل اعتماد بودهاند.
گزارشگر:
تمام افشاگریهای
آنان حاکی از آن است که ایران دارای یک برنامهی
تسلیحات هستهای
بسیار پیشرفته است. آیا با این ارزیابی موافقید؟
آلبرایت: « در مقایسه با عراق که هیچ چیز نداشت، بله خیلی
پیشرفته است.
گزارشگر:
آیا به ساخت بمب نزدیک هستند؟
آلبرایت: « خیلی از ارزیابیها،
از جمله ارزیابیهای
خود ما نشان میدهند
که نه، آنان نزدیک نیستند. »
ریموند تانتر: « هیچکس نمیداند
افشاگریها
درست هستند یا نه پس چطور کسی میتواند
بگوید افشاگریهای
مجاهدین و شورای ملی مقاومت نادرست هستند؟ افراد مرتبط با
سازمانهای
اطلاعاتی این را میگویند،
اما از آن پشتیبانی نمیکنند.
چون روزنامهنگاران
کارشان را در تحقیق در این باره خوب انجام نمیدهند.
میپرسید
چه مدرکی دارم؟ خب، نمیتوانم
بگویم. »
گزارشگر:
به همین ترتیب، اگر شورای ملی مقاومت یک کنفرانس مطبوعاتی
برگزار کند و بگوید "ببینید، ما این اسناد را داریم، و اینها
اطلاعات ما است"، و چیزی برای اثبات آنها
نباشد، چطور میتوانید
از آن مطمئن باشید؟
ریموند تانتر: « ببینید، اطلاعات یک هنر است. شما باید از
اتهاماتی که مجاهدین و شورا مطرح میکنند
بهعنوان
اطلاعات راهنما استفاده کنید، و با اطلاعاتی که مستقلاً بهدست
میآورید
مقایسه نمایید. »
گزارشگر:
اما اگر افشاگری صورت گرفت و ثابت نشد، و در رسانهها
قرار نگرفت و برای تغییر رژیم مطرح شد، و واقعاً مدرکی
برایشان وجود نداشت، آیا این جنجال برانگیز نمیشود؟
ریموند تانتر: « چگونه افشاگریها
دربارهی
یک رژیم فاشیست اسلامی خودکامه را ثابت میکنید؟
»
مجاهدین میداند
که افراطیون در واشنگتن بهدنبال
هرگونه اطلاعاتی است که ظن آنان دربارهی
ایران را تأیید کند.
گری سیک: « اگر مجاهدین خلق سعی میکند
به
عنوان گروهی شناخته شود که امریکا باید در تلاش خود برای
سرنگون کردن رژیم از آن استفاده کند، کاملاً منطقی است که
بر مسأله
ی هستهای
متمرکز شوند. بهنظر
من این حوزه توجهها
را جلب میکند،
و باعث خواهد شد افراد در واشنگتن به آنها
توجه کنند. »
به گفته
ی مسعود خدابنده عضو سابق، مجاهدین فقط تلاش میکنند
که زنده بمانند.
خدابنده: « آنان میخواهند
زنده بمانند. میگویند
ما را از لیست حذف کنید. منظورشان این است که "ما را از
لیست حذف کنید و از ما استفاده کنید". »
و در یک همگرایی
آشکار علایق، تانتر از کمیته خط مشی
ایران میخواهد
به مجاهدین کمک کند.
ریموند تانتر: « من برای مجاهدین و شورای ملی مقاومت لابی
نمیکنم.
من برای امریکا لابی میکنم،
و این موضوع متفاوتی است. شما مدام سؤالاتی میپرسید
که تلویحاً نشان میدهد
من سعی دارم مجاهدین را به مردم تحمیل کنم. »
گزارشگر:
اما شما هدف آنان را تبلیغ میکنید،
سعی دارید آنان را از لیست حذف کنید.
ریموند تانتر: « من هدف آنان را تبلیغ نمیکنم،
من سعی دارم منافع امریکا را پیش ببرم. موضوع متفاوت است.
»
گزارشگر:
شما نمیگویید
که آنان لزوماً جایگزین خوبی برای دولت هستند، بلکه میگویید
آنان ابزار خوبی برای منافع غرب هستند؟
ریموند تانتر: « این همان چیزی است که شما از من پرسیدید،
آنان ابزار خوبی برای غرب هستند. بله. رژیم آنان را متهم
میکند
که ابزار منافع غرب هستند. درست است! »
گزارشگر:
و آنان ابزار منافع غرب هستند؟
ریموند تانتر: « بله! آنان میخواهند
بخشی از غرب باشند. »
|