|
همه هالوئین
حسن زبل
15.10.2006
بعد از افطاربه ما
گفتند که خواهر صدیقه با شما کار داره؛ راستش ترسیدم نه از
خود خواهر صدیقه , که البته خود ایشان هم ترسناک هستند ؛
ولی من از این ترسیدم که نکنه باز یه بندی تبصره ای چیزی
از انقلاب آمده باشه و باز هم نشست و فحش و داد و بیداد
شروع بشه .به هر حال با ترس و لرز رفتیم اتاق خواهر صدیقه
مثل همیشه یکساعتی طول کشید که بیاد .
رو تابلوی اتاقش نوشته
بود " همه هالوئین " من که فکر کردم این تیتر بحث جدید است
و همه باید اثبات کنیم که هالو هستیم , خب البته ما که در
بحث های این مدلی تا الان همه کار کردیم دهها بار نوشتیم و
اثبات کردیم که اگر سازمان و خواهر مریم نبود ما الان
معتادبودیم و یا خودکشی کرده بودیم دهها بار اثبات کرده
بودیم که بخاطر خواهر حق زندگی داریم و کلی از این چیزا که
البته این که بگیم هالو هستیم که ساده بود و هر روز در
نشست های عملیات جاری از این چیزا میگیم و میشنوییم ؛ در
این فکرها بودم که خواهر صدیقه آمد .دست زدیم و .... دیدم
ای داد و بیداد همه پای میکروفن ایستادند و من عقب ماندم و
ممکنه بعدا یقه مرا بگیرند رفتم ته صف که اولین نفر شروع
کرد که : خواهر صدیقه ما واقعا هالو هستیم من شصت تا فاکت
در اثباتش نوشتم بخونم ؟
خواهر صدیقه یه نگاهی
کرد گفت یعنی چه ؟ اسماعیل که جلوی میکروفن بود گفت این
که پای تخته نوشتید ما فاکتهاش را نوشتیم .
خواهر صدیقه چنان خندید
که از ته صف من سبزی را که موقع افطار خورده بود لای
دندانهای آسیاب او دیدم بعد گفت نه این هالوئین یه جشنه من
نوشتم همه هالوئین یعنی همه باید این جشن را راه بیندازیم
. همه رفتند نشستند روی صندلی ها من داشتم فکر میکردم ما
که برای شب قدر همه جا را سیاه کردیم چه جوری حالا جشن
بگیریم ؟که یکی از بچه ها پرسید و خواهر صدیقه هم جواب داد
اتفاقا برای این جشن هم همه جا را سیاه میکنند بعد مفصل
داستان جک را توضیح داد که تو جهنم هم از دستش در عذاب
بودند و بیرونش کردند ؛ من هم زیر لب برای برادر مسعود
دعا کردم که هر جا هست سلامت باشه , بعد از کدو تنبل گفت:
نمیدانم چرا یاد شورای
رهبری افتادم که بار همه انقلاب رو دوش اونهاست اونا را هم
دعا کردم بعد خواهر صدیقه از این گفت که :همه تو این جشن
باید خودشون را به شکل های ترسناک دربیارن که باز هم خدا
را شکر کردم که تو این همه سالی که تو اشرف هستیم در این
زمینه خیلی پیشرفت داشتیم و خودبخود برای این جشن آماده
شدیم .
بعد گفت که بچه ها تو
این جشن میان در خونه ها و میگن:
Treat or trick
که البته معنی میشه یه
چیزی این جوری که : کلک یا کمک " یعنی اگه به ما "قا قا لی
لی" ندی حالتو می گیریم ؛ این دفعه یاد آمریکا افتادم و
فکر کردم احتمال روز هالوئین به عراق حمله کرده و یا روز
هالوئین به عراق گفته نفت میدی یا حالتو بگیرم . خلاصه
خواهر صدیقه گفت و گفت و بعد گفت که حالا باید ما جشن
بگیریم و یه کوچولوهم آمریکایی ها را بترسانیم چون رسمه
هرکی هرکی رو دوست داره میترسوندش ؛ حالا پیشنهاد بدید چه
کار کنیم .
من که به ذهنم زد که
نشریات مجاهد دوره انقلاب را نشونشون بدیم که دیپلوماتهای
آمریکایی را کشته بودیم اما نگفتم یکی گفت که بن لادن درست
کنیم و پیشنهاد دادن که برادر رحمان بشه بن لادن چون بقیه
که نمیشه به آمریکایی ها نزدیک بشن ممکنه فرار کنن باید یه
آدم مطمئن باشه .که البته خواهر صدیقه توضیح داد که این
ترساندن بهتره سیاسی نباشه . فکر کنم که من طعمه شدم چون
نمیتونم ذهنم را گل بگیرم تا گفت سیاسی نباشه به ذهنم زد
که خب پس خودت با این قیافه برو پیش اونا و طوری بخند که
حتما سبزی افطاریا ناهار را لای دندون آسیابت ببینند .ولی
از شوخی گذشته مسئله مهمیه باید یه فکر کرد چون چند روز
دیگه هالوئینه و یاید طبق سیاست نزدیکی به آمریکا یه جوری
اونا بترسونیم که هم خوششون بیاد هم سیاسی نباشه هم اینکه
رسم و رسوم اونا را بر پا داشته باشیم .
عجب گیری افتادیم رسم
یه کشورهایی را باید گرامی بداریم که خبر ازشون داریم و نه
میدونیم چی به چی مثلا ایران یا همین آمریکا یا همین رسم و
رسوم عراقی ها . ایران که برای تلویزیون باید حتما رسومش
را برپا داریم , عراق هم برای جذب شیوخ و امریکا هم برای
دوستان و صاحبخانه خدا بدادمون برسه ؛ شما هم اگه چیزی به
فکرتون رسید بگید که چه کار کنیم .
|