|
یکساله شدن وبلاگ من
حسن زبل
19.10.2006
روز سی مهر چه خبر است ؟
لابد
اونهایی که با تاریخ دست ساز مجاهدین آشنا هستند بلافاصله
میگویند که روز سی مهر روز مریم است و روزی است که مریم
رجوی در ده دوازده سال پیش از طرف شوهردومش ریس جمهور شد و
هنوز که هنوزه ریس جمهورمانده . نه خیر منظورم اتفاقات مهم
است نه این خرده ریزها , الان خدمتتان عرض میکنم در روز سی
مهر پارسال اتقاق بزرگی که رخ داد این بود که بنده یعنی
حسن زبل یک فقره وبلاگ از بلاگفا گرفته و وارد جرگه وبلاگ
نویسها شدم و امسال هم همان سی مهر تولد یک سالگی این
وبلاگه ؛ پیشاپیش از تبریکات شما بابت یکساله شدن وبلاگم
تشکر میکنم ولی میخواستم در این فرصت به روند کار این
وبلاگ اشاره ای بکنم . اولین مطلب من که نه تیتر داشت نه
عنوان این بود که نوشتم :
من آمدم
با این وبلاگ به هزاران وبلاگ نو یسی پیوستم که عقاید شخصی
خودشان را در وبلاگشان بیان میکنند عقاید من که عمرم را در
یک فرقه تروریستی گذراندم شاید برای شما به درد شما بخورد
و شاید هم برایت شما پند و عبرت باشد .
با همین
خط و همین شکل که البته اونموقع نه بلد بودم خط را تغییر
بدهم و نه رنگ را نه میدانستم چطور عکس در وبلاگ میزنند و
نه لینک و تقریبا نوشتن همین سه خط دوساعت از من وقت گرفت
که یکساعتش را کلنجار رفتم که حرف " پ " را پیدا کنم , چون
در بلاگفا محلش تغییر کرده بود . بعد هم دیگر نتوانستم
ادامه بدهم چون بلاگفا باز نمیشد تا چند روز بعد اما از آن
روز به بعد تا امروز و در طی این یکسال در این وبلاگ 116
نامه از حسن زبل و 89 مقاله از بهزاد علیشاهی و 124 مطلب
ارسالی از دوستان و سایر وبلاگها و 70 عکس و طرح درج شده
28 مورد سازمان مجاهدین بنای سوز و گذار از این وبلاگ را
سر داده و از دست این وبلاگ نالیده که یک مورد هم در اخبار
روزانه تلویزیونی اش دست به این کار زده . سه بار توسط
فرقه ای که قبلا عضو آن بودم هک شدم و دو بار هم به
کامپیوترم ویروس خوراندند که البته به مدد کمک فنی دوستانی
که با همین وبلاگ با آنها آشنا شده بودم بلایی به سرم
نیامد . در مدت این یکسال 36 سایت و وبلاگ اقدام به لینک
این وبلاگ کرده اند که از همه صمیمانه تشکر میکنم و مهمتر
از هم دوستان خوبی پیدا کرده ام که در همه زمینه ها چه
رساندن خبر و چه در زمینه های فنی هر روزکمکم میکنند . با
تشکر از همه این دوستان و نیز همه دوستان وبلاگ نویسی که
در درخواست یاری من برای گرامیداشت قربانیان سرکوب در فرقه
رجوی در قسمت نظرات امضا کردند . امیدوارم که در جهت هدف
این وبلاگ موفق بوده باشم مثل همیشه از نظرات وانتقادات و
راهنمایی و کمک شما برای ادامه کار استقبال میکنم .
در زیر هم
اولین مطلبی را که از حسن زبل در وبلاگ زدم به نظرتان
میرسانم البته حسن زبل کارش را خیلی قبل تر در سایت ایران
آینده شروع کرده بود و این نه اولین مطلب حسن زبل بلکه
اولین مطلبی است که در این وبلاگ درج شده .
افشاگری
حسن زبل
آقا ما یه
سایتی داریم که تو این سایت قراره هر روز یه افشاگری بکنیم
و نشون بدیم که همه بریده ها و جدا شده ها و مخالفین
سارمان با وزارت اطلاعات رابطه دارند . این کار هم , یعنی
افشاگری اینجا تو اشرف نوبتیه , نوبت به همه هم میرسه .
دیروز نوبت من بود منو صدا زدند اتاق خواهر مسئول که اسمش
رو نمی برم , خلاصه این خواهر ژیلا دیهیم شروع کرد به
توجیهه من , اول پرسید تو کدوم از این خائنین را میشناسی ؟
گفتم هیچکدام ؛ گفت عیب نداره اون لیست را بردار از اون
سیصد چهارصد نفر اسم هر کدام را خواستی افشا کن, ببینم
چقدر از انقلاب خواهر مریم گرفتی ؛ فقط تو دو تا کار باید
بکنی , اولا درباره اون شخصی که انتخاب کردی توضیح بدی که
تو مناسبات چه آدم بدی بوده . بعد هم طوری توضیح بدی که
خواننده فکر نکنه تو مجبور شدی؛ وباید فکر کنه اینجا شما
آزاد آزاد هستید و بعنوان نمونه یه مقاله نشونم داد که
شهرام نوشته بود و طوری نوشته بود که انگار تو سالن غذا
خوری ما کامپیوتر و اینترنت داریم , بماند که ما همین
سیمای آزادی خودمان را هم حق نداریم همه قسمتهایش را نگاه
کنیم . خواهر ژیلا گفت ببین چه خوب نوشته .گفتم باشه بده
بنویسم , من از او وارد ترم ؛ از آنجا که هیچکدام از نفرات
جدا شده را نمیشناختم اول متن زیر را نوشتم به اسم آقای
"ک" و دادم به خواهر ژیلا که هر اسمی را خودش میخواهد جای
آن بگذارد . شما هم بخوانید ببینید انصافا انقلاب خواهر
مریم را گرفتم یا نه.
عفریته
شکنجه گر مزدور اجاره ای پلید
آقای " ک
" ای خر مرد رند دیوس سخیف , که هر روز یک پرس لجن و کثافت
با اشتهای وافر میل میفرمایی , دیروز در کافی نت یگان
نشسته بود م و با وب کم درحال چت با دوستم درنیوجرسی و
دانلود ترانه های جدید غربی و ایرانی و دوست یابی بودم ؛
که دوست آمریکایی الاصلم به من گفت: آیا مقاله مردک فرو
مایه خائن رسوا ی بی همه چیز آقای " ک " را خوانده ای ؟
بلافاصله از فرط ناراحتی یک موزیک از" امنم " دانلود کردم
و داشتم با خودم زمزمه میکردم که فرمانده ام گفت : حسن چرا
ناراحتی ؟ داستان را به او گفتم , گفت خودت را بخاطر ترهات
این اجامر و اوباش و عناصر خود فروش و شاگرد جلاد و آلت
فعل رژیم که در لنجزار منحط کثافت غرقند ناراحت نکن! بلند
شو برای اینکه اعصابت آرام بشود به تلویزیونهای ماهواره ای
نگاه کن و یا برو د رکتابخانه و کتابهای روز تازه منتشر
شده را نگاه کن و یا یک سی دی ترانه گوش بده یا اصلا برو
لب ساحل و حمام آفتاب بگیر و آب پرتقال بنوش یا برو حمام
سونا و جکوزی یا از امکانات مجتمع تفریحی مثل تله کابین و
اسکی و اسکیت اسبفاده کن , اگر هم دوست نداری برو سینما
الان آخرین فیلم هالیود رو اکرانه.گفتم من تا این رذل پلید
سفله حضیض مضحک خوش رقص برگ سوخته را افشا نکنم جایی
نمیروم و همانجا نشستم و این مقاله افشاگرانه را به تحریر
درآوردم و برگ آقای "ک" این موجود موذی زشت را سوزاندم ,
واو را پاک بی آبرو کردم .
نه خداییش
صفا کردین البته مقاله را که به خواهر ژیلا دادم گفت : کم
و کسری زیاد دارد مثلا از لغات فاسد الاخلاق ,ننگ , سر در
آخور, حرام لقمه , هم خوابه , هم زبان ,هم پالگی , هم دست
, پس مانده و افسار پاره کرده و خیلی لغات دیگر استفاده
نکردی در ضمن باید از غذاو خورد و خوراک و وسایل و امکانات
هم در اشرف بیشترتعریف میکردی که نکردی , این چیزها که
راجع به آهنگ و اینترنت و این چیزا نوشته ای بد نیست اما
درنشست عملیات جاری باید بالا بیاری که این اصطلاحات بخصوص
اسم آن خواننده را از کجا یاد گرفتی ؟ گفتم خواهر بخدا از
بچه های جدید شنیده ام گفت : چشم ما روشن محفل هم میزنی
مگر برادر نگفته محفل شعبه وزارت اطلاعات است آخه ای احمق
پلید خر تو شدی مزدوربی جیره مواجب آخوندها و رفتی زیر
قبای آنها و پادویی آنها را میکنی این یاوه گویی ها ی سخیف
چیه که از دهن گاو گند چاله فاضلاب تو درمیاید, اگه ذره ای
شرافت در تو مانده باشه باید در عملیات جاری .........
که چشمتان
روز بد نبیند خودم شدم موضوع افشاگری ولی بد نشد یه دفتر
فحش و بد وبیراه برا مقاله بعدی یاد گرفتم
|